(( توشاعرانه ترین اتفاق عمر منی ))

برایت نور میخواهم ... برایم صبر بخواه

چقدر دلم میخواست یادم بودی گلم ....

امروز روز  " تولدمه "


اما


" عزیزترین فردزندگیم " مثل همه این سالهابازهم فراموش کرده ....


اونقدر دردناکه که گریه هم آرومم نمیکنه



در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم


حتی به وسعت یک یاد !!!...

[ دوشنبه 25 مرداد1389 ] [ 10:13 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]

دوستت دارم تنها دلیل بودنم ....

وقتی این همه دوستت دارم ، حتی لحظه ای فکر کردن به تو باعث شادی و آرامشم می

شه .

وقتی این همه دوستت دارم ، وقتی در کنارتم ، بی نهایت احساس امنیت می کنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، با شنیدن صدات، ضربان قلبم رو تو سینه ام حس می کنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، زمانی که باهات قدم میزنم و در کنارت راه میرم احساس غرور

می کنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، تحمل دوری ات برام سخت و دشوار که نه، یه فاجعه است.

وقتی این همه دوستت دارم ، دیدن خنده و شادیت برام زیباترین منظره دنیا و ناراحتی ات برام

سنگین ترین غم دنیاست .

وقتی این همه دوستت دارم ، حتی تصور بدون تو زندگی کردن برام دشوا رکه نه ، محاله.

وقتی این همه دوستت دارم ، شیرین ترین لحظات عمرم لحظاتیه که با تو گذروندم.

وقتی این همه دوستت دارم ، حاضرم برای خوشحالیت دست به هرکاری بزنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، هر چیزی را که متعلق به توئه، از ته دلم دوست دارم .

وقتی این همه دوستت دارم ، در مواقعی که به بن بست می رسم ، با صحبت کردن با تو به

آرامش می رسم.

وقتی این همه دوستت دارم ، برای دیدن دوباره تو لحظه شماری می کنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، حاضرم از همه خواسته های خودم برای شادی تو بگذرم .

وقتی این همه دوستت دارم ، به علایق تو بیشتر از علایق خودم اهمیت می دهم .

وقتی این همه دوستت دارم ، حاضرم به هرجایی بیام تا  فقط تو در کنارم باشی .

وقتی این همه دوستت دارم ، ناخود آگاه برات احترام خاصی قائلم .

وقتی این همه دوستت دارم ، تحمل سختی ها برام آسون می شه .

وقتی این همه دوستت دارم ، تو برام زیباترین و بهترین و با ارزش ترین چیز توی دنیایی .

وقتی این همه دوستت دارم ، با موفقیت و محبوبیت تو شاد میشم و احساس سربلندی می

کنم .

وقتی این همه دوستت دارم ، آرزوهام آرزوهای توئه .

وقتی این همه دوستت دارم ، تو دل زمستون هم احساس بهاری بودن میکنم .

 

واقعا چقدر حس دوست داشتنت زیباست ....

 

ومن هر روز بیشتر به این مساله اعتقاد پیدا میکنم که:

عزیزترینم ، بیقین خداوند تو رو مایه آرامش و تسکین من آفریده ....

 

همه دقایق باقیمانده از عمرم به همراه هزاران بوسه عاشقانه تقدیم به تو که بهترین بهانه

زندگیم هستی .... 

[ سه شنبه 19 مرداد1389 ] [ 11:1 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]

ازت ممنونم مایه آرامشم ....
سلام دوستای گلم

خیلی ذوق زده ام میدونید چرا؟؟؟ برای اولین بار توی یه مسابقه ادبی شرکت کردم و با

وجودی که متنم خیلی خیلی ساده بود اما نفر سوم شدم ...

این رو مدیون تنها امید زندگیم هستم ....

اگر اون ازم پیامک راجع به امام زمان نمیخواست من تو سایتها نمیگشتم تا با این سایت آشنا

بشم و اگر اون تشویقم نمیکرد حس نوشتن پیدا نمیکردم ....

این چند روزه خیلی بهم ریخته بودم اما یهو با این خبر که نفر سوم مسابقه "دلنوشته ای به

امام زمان" شدم خیلی سرحال شدم ...

همه این شادی و خوشحالیم رو مدیون کسی هستم که تنها مایه آرامش زندگی منه و حس

بودنش برای من زیباترین حس دنیاست ....

عزیزترینم

هنوز هم دل بستن به تو دلچسب ترین کار دنیاست و من بی تو یک ضمیر ساده ام که دست و

دلم به هیچ کاری نمیاد ....

ازت ممنونم و تا آخر عمر به تو مدیونم ....

متن رو میزارم تا شما هم نظر بدید ....


(( اللهم عجل لولیک الفرج ))

 

سلام آقای من ، مولای من، ارباب من ، سرور من ....

شرمنده ام که با دلی سرشار از گناه به خودم اجازه دادم به شما که آخرین ذخیره امامت

هستید نامه ای بنویسم.

شرمنده ام ....

چند وقته که این پیامک از سایت منتظران مهدی برام اومده مبنی بر مسابقه ای تحت عنوان

"دلنوشته ای به امام زمان"

 

روز اول که دیدم کلی ذوق زده شدم که حتما براتون یه نامه مینویسم و توی مسابقه شرکت

میکنم ، دست به قلمم بدک نیست اما ....

اولش فکر کردم خیلی کار ساده ای باشه ، اما هر چقدر روزها میگذشت احساس میکردم

توانایی نوشتن ندارم یا دست و دلم به نوشتن نمیاد ...

خیلی برا م عجیب بود که چرا حتی نمیتونم و یا فرصت نمیشه که متن نامه رو بنویسم ، حتی

در حد یک کلمه ...

 

حرف توی ذهنم خیلی زیاد بود ، کلی درد دل ، کلی آرزو، کلی خواسته و یه عالمه شعر

قشنگ ، اما.....

اما یه چیزی مانع میشد ......

یه کم که فکر کردم بهتر متوجه شدم که ایراد کار از کجاست !!!!...

نوشتن نامه برای مردی که از تبار آیینه است و دلی به وسعت دریا داره (( لیاقت می خواد ))

که من نداشتم و نتونستم حرفهای دلم رو بنویسم....

از ته دل اشک میریزم تا اشکهام تسکینی باشه برای از دست دادن این فرصت ....

داشتن دل پاک و عاری از هر گناه اساس این کار بود ، و متاسفانه من مشمول این قضیه

نبودم .....

اونقدر غرق گناه و زشتی و پلیدیم که حتی لیاقت دست گرفتن یک قلم و نوشتن دلتنگیهام

برای شما رو ندارم ....

 

شرمنده ام ، از روی شما شرمنده ام ….

شرمنده ام که وقتی حرف از ظهور شما میشه فقط به فکر اینم که بیایید تا جهان پر از عدل

بشه تا زندگیمون در آرامش باشه...

شرمنده ام که هنوز از درک فلسفه ظهورشما عاجزم .....

 

چقدر زیبا گفتند که :

نه شرم و حیا نه عار داریم از تو

اما کله بیشمار داریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقاجان

تنها همه انتظار داریم از تو

 

شرمنده ام که به خودم اجازه نوشتن حتی این چند سطر رو دادم ، اما مطمئنم باز این اراده

نوشتن رو شما در وجودم گذاشتید تا کمی به خودم بیام و روش زندگیم رو تغییر بدم ....

ما مست علوفه ایم ، مردن بهتر

بی برگ و شکوفه ایم ، مردن بهتر

از غیبت طولانی مولا پیداست

ما مردم کوفه ایم ، مردن بهتر

 

شرمنده ام آقای من ، مولای من، ارباب من ، سرور من

آخرین جمله اینکه :

پراز عطشم مرا تو دریایی کن

سرشار از احساس و تماشایی کن

هرچند که ما بدیم و پیمان شکنیم

ای خوب بیا دوباره آقایی کن 

[ یکشنبه 17 مرداد1389 ] [ 10:28 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]

ای کاش میدونستی چقدر بهت احتیاج دارم ....

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای

از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

[ سه شنبه 12 مرداد1389 ] [ 18:0 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت ....

خبر به دورترین نقطة جهان برسد

نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد

شكنجه بیشتر از این‌؟ كه پیش چشم خودت‌

كسی كه سهم تو باشد، به دیگران برسد

چه می‌كنی‌، اگر او را كه خواستی یك‌عمر

به راحتی كسی از راه ناگهان برسد...

رها كنی‌، برود، از دلت جدا باشد

به آن‌كه دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسد

رها كنی‌، بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطة جهان برسد

گلایه‌ای نكنی‌، بغض خویش را بخوری‌

كه هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا كند كه‌... نه‌! نفرین نمی‌كنم‌، نكند

به او، كه عاشق او بوده‌ام‌، زیان برسد

خدا كند فقط این عشق از سرم برود

خدا كند كه فقط زود آن زمان برسد

[ دوشنبه 11 مرداد1389 ] [ 19:14 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]

ای پادشه خوبان× داد از غم تنهایی× دل بی تو به جان آمد× وقت است که بازآیی

ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت

دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت

هم بام فلک پایگه قدر و جلالت 

هم چشم ملک خاک قدم های سپاهت

عیسی به شمیم نفست روح گرفته 

دل بسته دو صد یوسف صدیق به چاهت

دل های خدایی همه چون گوی به چوگان 

ارواح مکرم همه درمانده ی جاهت

از عرش خداوند الی فرش، به هر آن 

هستند همه عالم خلقت به پناهت

دائم صلوات از طرف خالق و خلقت 

بر روی سفید تو و بر خال سیاهت

زیباتر و بالاتری از آنکه به بیتی 

تشبیه به خورشید کنم یا که به ماهت

سوگند به چشمت که رسولان الهی

هستند به محشر همه مشتاق نگاهت

زیبد که کند ناز به گلخانه ی جنت

خاری که شود سبز در اطراف گیاهت

این نیست مقام تو که آدم به تو نازد

عالم به تو خلاق دو عالم به تو نازد


 اللهم عجل لولیک الفرج

 

**ولادت آخرين ذخيره الهي، بهار دلها، يوسف زهرا، تبريک و تهنيت باد**

 

[ دوشنبه 4 مرداد1389 ] [ 15:41 ] [ سفیدبرفی ]

[ ]