|
(( توشاعرانه ترین اتفاق عمر منی )) برایت نور میخواهم ... برایم صبر بخواه
| ||
|
یه چند وقتی از وبلاگم بخاطر درگیری کاری و بیماری دور بودم.... دوباره برگشتم.... خیلی ساده از ته دلم میگم : خدایا برا همه داده ها و نداده هات ، شکر
[ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 20:52 ] [ سفیدبرفی ]
[ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 23:57 ] [ سفیدبرفی ]
[ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 23:55 ] [ سفیدبرفی ]
هنوز هم
" بوسیدنت "
لذت بخش ترین کار دنیاست
پی نوشت : دیدنت روح زندگی رو دوباره تو رگهام جاری میکنه..... همیشه عزیزی عزیزترینم
[ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 12:3 ] [ سفیدبرفی ]
نگاه ها همه درياچههاي هامونست و دست بر دل هر كسگذاشتي،خونست خدا به خلوت سینا گریخته ست و باز عصاي معجزه در دست هاي قارونست و چشم من پي بيتالمقدّسي كه تويي، به دوردست ترين تپّه هاي صهيونست هنوز مردم دنیا تو را نمی فهمند هنوز عشق،همان «پوستین وارونه»ست ببین! به خشک ترین جای نقشه افتاده ست زنی که مادر زاینده رود و کارونست تو آسمان منی، من کبوتری شده ام که شعر روی لبش شاخه های زیتونست به عاشقانه ترين شيوه دوستت دارد كسي كه هرچه ندارد،به عشق مديونست
[ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 20:2 ] [ سفیدبرفی ]
[ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 17:19 ] [ سفیدبرفی ]
همسر یکی از صمیمی ترین دوستهام لطف کردن برا من یه مطلب داخل وبلاگشون گذاشتن که من واقعا سورپرایز و شرمنده شدم ....
فقط میتونم بگم من لایق این همه محبت ایشون نیستم.....واقعا لطف داشتن به من.. این آدرس وبلاگشونه ، اگه دوست داشتید سر بزنید و نظراتتون رو براشون بزارید: http://vip.blogfa.com و این هم مطلبیه که در مورد من گذاشتن : چیزهای کوچک، مثل یک دوست که موقع خداحافظی ، آن لحظه قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک میدهد ….. مثلا راننده تاکسیای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند میگوید: روز خوبی داشته باشی .... آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان میشوی، دستپاچه رو بر نمیگردانند، لبخند میزنند و هنوز نگاهت میکنند. آدمهایی که حواسشان به بچههای خسته توی مترو هست، بهشان جا میدهند، گاهی بغلشان میکنند. آدم هایی که که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمیکنند. هر چه باشد با لبخند میگیرند و یادشان نمیرود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را میشود تا کرد و گذاشت توی کیف. دوستهایی که بدون مناسبت کادو میخرند، مثلا میگویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی. آدمهایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه میخرند و با گل میروند خانه. آدمهایی که حواسشان به گربهها هست، به پرندهها هست. آدم هایی که زیبایی درون تو رو میبینن ، وقتی اولین بار باهاشون هم صحبت میشی ، انگار چندین سال دوست صمیمی بودین آدمهایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف میکنند که غریبگی نکنی. آدمهایی که خنده را از دنیا دریغ نمیکنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس میزنند و روی جدول لیلی میکنند. پی نوشت : نظرات دوستان رو هم میتونید در ادامه مطلب ببینید : ادامه مطلب [ سه شنبه 9 اسفند1390 ] [ 10:53 ] [ سفیدبرفی ]
|
||